لغت نامه دهخدا
کون مرز. [ م َ ]( نف مرکب ) کون مرزنده. کون کن. ( فرهنگ فارسی معین ).
کون مرز. [ م َ ]( نف مرکب ) کون مرزنده. کون کن. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) کسی که از راه دبر مباشرت و جماع کند امرد باز غلامباره.
💡 حمایت عمومی از کمونیستها ولی در واقع وابستگی مستقیم با وعده آنها برای بازگرداندن مرزهای پیشین مجارستان داشت که ۷۵٪ آن را پس از جنگ از دست دادهبود. بلا کون توانست با تشکیل ارتش سرخ مجارستان در برابر یادداشت ویکس مقاومت کند و نیروهای چکسلواک را تا شمالِ کاشّا (امروز کوشیتسه)، مرز لهستان بیرون براند. اما علیرغم وعدههایی که کمونیستها برای احیای مرزهای پیشین مجارستان دادهبودند با تأسیس جمهوری شورایی اسلواکی در ۱۶ ژوئن ۱۹۱۹، برای ملیگرایان مسجل شد که دولت جدید بلا کون هیچ قصدی برای بازپسگیری سرزمینهای از دست رفته ندارد، بلکه برای گسترش ایدئولوژی کمونیستی و تأسیس دیگر کشورهای کمونیستی در اروپا، منافع ملی مجارستان را قربانی میکند.