کناره گزیدن

مترادف‌ها

دوری کردن، گوشه‌گیری، کناره‌گیری، پرهیز کردن

متضادها

روبه‌رو شدن، درگیر شدن، حضور یافتن

لغت نامه دهخدا

کناره گزیدن. [ ک َ / ک ِ رَ / رِ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) انعزال. ( یادداشت به خطمرحوم دهخدا ). تقتر. اعتناز.تعزل. اعتزال. استعناز.( منتهی الارب ). گوشه گرفتن. دوری جستن. کناره کردن.

فرهنگ فارسی

انغزال. اعتراض. دوری جستن. کناره کردن

جمله سازی با کناره گزیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر مطلب از کناره گزیدن نه شهر تست بودن میان مردم عالم، کناره است

کلمات مرتبط