کل کله
به عنوان صفت: «کلکله» به عنوان یک صفت، شکل مؤنث واژه «کلکل» است و برای توصیف زنی به کار میرود که یا بدنی سبک و چابک دارد، یا در برخی منابع به زنی با قد کوتاه، اندام درشت و بدن سخت گفته میشود. این معنا در کتابهای قدیمی مانند منتهیالأرب و ناظمالاطباء ذکر شده است.
به عنوان اسم: علاوه بر کاربرد معنایی، «کل کله» نام روستایی در دهستان مشایخ از توابع بخش ناغان شهرستان کیار در استان چهارمحال و بختیاری ایران نیز هست، که وجه جغرافیایی و تاریخی دارد. این روستا براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، دارای جمعیت ۳۳۰ نفر در قالب ۶۷ خانوار بوده و نمونهای از سکونتگاههای کوچک و فرهنگی منطقه چهارمحال و بختیاری است.
مترادفها
سر، کله
متضادها
مطیع، فرمانبردار
لغت نامه دهخدا
( کلکلة ) کلکلة. [ ک ُ ک ُ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث کُلکُل. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به کلکل شود.
کلکله. [ ک ُ ک ُ ل ِ ] ( اِ ) یک قسم غلیانی کوچک. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
کلکله. [ ک َ ک َ ل َ / ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حشمت آباد است که در بخش دورود شهرستان بروجرد واقع است و 115 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).