لغت نامه دهخدا
کرکس پر. [ ک َ ک َ پ َ ] ( ص مرکب ) دارای پر کرکس. که بر آن پر کرکس نصب باشد:
فروفکندی از یک خدنگ کرکس پر
چهار کرکس نمرود را گه پرواز.سوزنی.
کرکس پر. [ ک َ ک َ پ َ ] ( ص مرکب ) دارای پر کرکس. که بر آن پر کرکس نصب باشد:
فروفکندی از یک خدنگ کرکس پر
چهار کرکس نمرود را گه پرواز.سوزنی.
دارای پر کرکس. که بر آن پر کرکس نصب باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فکنده از چه پی صید مرغ خانه کمند شکار کرکس و شاهین کن، این شکار نشد
💡 این شهر زیبا کوهستانی در ارتفاع 2060 متری و در دامنه شمالی رشته کوه کرکس قرار دارد
💡 این روستا در دهستان کرکس قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۷ نفر (۱۶خانوار) بودهاست.
💡 تاج شمالی نیمدایرهای است که از ستارگان کمرنگ تشکیل شده و میان دو ستارهٔ کرکس نشسته و نگهبان شمال قرار دارد.
💡 آسمان هم اعتباری دارد از آزادگی کرکسی برخاست از دنیا ز دنیا برنخاست
💡 بس که لاش این کلاغان شد نصیب کرکسان شهپر هر کرکسی گردید لوح صد مزار