کج معامله. [ ک َ م ُ م َ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) آنکه در داد و ستد راست و درست نباشد. بدمعامله. ( فرهنگ فارسی معین ).کج بیع. کج باز. ( مجموعه مترادفات ص 61 ). || بدرفتار. بدروش. ( فرهنگ فارسی معین ):
ز کج معامله امید خیر نتوان داشت
سپهر کار کسی را به مدعا نکند.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
۱. بد معامله، بدحساب.
۲. بدرفتار.
( صفت ) ۱ - آنکه در داد و ستد راست و درست نباشد بد معامله. ۲ - بد رفتار بد روش: [ ز کج معامله امید خیر نتوان داشت سپهر کار کسی را بمدعا فکند ]. ( محسن تاثیر )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا معامله در کوچه ایست با مرهم که صد مسیح به یک زخم بسمل افتاده است
💡 ز ناله های حزیثم مترس و روی مپوشان که این معامله گل را به عندلیب نباشد
💡 سر خلافش برداشت خصم و سر بنهاد درین معامله بنگر که بر زیان آمد؟
💡 دفتر مرکزی این بانک در شهر شانگهای قرار دارد و بخشی از سهام آن در بازارهای بورس اوراق بهادار هنگ کنگ و بورس شانگهای معامله میشود.
💡 شعبه مرکزی این شرکت در شهر بشیکتاش، استانبول قرار دارد و سهام آن در بازارهای بورس لندن و بورس استانبول معامله میشود.
💡 دفتر مرکزی این شرکت در شهر فرامینگهام، ماساچوست، ایالات متحده آمریکا قرار دارد و سهام آن در بازار بورس نیویورک معامله میشود.