کاری سر

لغت نامه دهخدا

کاری سر. [ س َ ] ( اِخ ) نام رود بابل آنگاه که رود بابل از چهل آب فیروزکوه سرچشمه میگیرد و در بابلسر بنام رود بابل نامیده میشود. || نام موضعی بدانجا.

فرهنگ فارسی

نام رود بابل

جمله سازی با کاری سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به آیاتش ترا کاری جز این نیست که از «یٰسن» او آسان بمیری

💡 مرد عاقل نرود در پی کاری که در آن هر کسی تهمت دیگر نهد اندر حق او

💡 کی با تن سهراب کند خنجر رستم کاری که کند با دلم آن خنجر مژگان

💡 طراوت عرق شرم ما سیه کاری‌ست که این ستاره به شام دگر نمی‌تابد

💡 چو دولت روی برگرداند از راه همه کاری نه بر موقع کند شاه