فرهنگستان زبان و ادب
{buffet, sideboard} [عمومی] نوعی قفسه که لوازم و ظروف غذاخوری را در آن جای دهند
{buffet, sideboard} [عمومی] نوعی قفسه که لوازم و ظروف غذاخوری را در آن جای دهند
💡 با خیال لعل شیرینت خیالی هرکجا لب گشاید طوطی معنی شکر چینی کند
💡 سمارانگ در دوران حکومت هند شرقی یکی از بندرهای مهم اندونزی بوده و امروزه نیز یکی از مهمترین بندرهای این کشور محسوب میشود. چینیها بخش بزرگی از ساکنان این شهر را تشکیل میدهند.
💡 مآل شاه و گدا ناامیدی است اینجا شکستگی هوسی چینی و سفال تو چیست
💡 شکستن نیست آهنگی که از سازم برون آید مزاج چینیام موی دگر دارد خمیر من
💡 شناختهشدهترین اثر او فیلمنامه محله چینیها است که برای آن جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را در سال ۱۹۷۴ کسب کرد.
💡 زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست باین خوشم که ترا چینی از جبین برخاست