لغت نامه دهخدا
چوگان شدن. [ چ َ/ چُو ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خمیدن. خمیده و منحنی شدن.گوژ شدن. خمیده و کمانی شدن. دوتا شدن:
چنین چند گردی درین گوی گردان
کزین گوی گردان شدت پشت چوگان.ناصرخسرو.
چوگان شدن. [ چ َ/ چُو ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خمیدن. خمیده و منحنی شدن.گوژ شدن. خمیده و کمانی شدن. دوتا شدن:
چنین چند گردی درین گوی گردان
کزین گوی گردان شدت پشت چوگان.ناصرخسرو.
خمیدن ٠ خمیده و منحنی شدن
💡 برجستهترین آثار سلطان محمد در شاهنامه تهماسبی، خمسهٔ تهماسبی و دیوان حافظ جلوهگر است. سرپرستی صد صفحهٔ نخست از شاهنامهٔ تهماسبی بر عهدهٔ وی بوده، و نگارههای دربار کیومرث، جشن سده، شکست دیوان به دست تهمورث و کشته شدن دیو سیاه به دست هوشنگ از نگارههای برجستهٔ وی در این شاهنامه است. همچنین وی آثاری در مثنوی جمال و جلال محمد آصفی، کلیات میرعلیشیر نوایی، مثنوی گوی و چوگان (خالنامه) عارفی نگارگری کردهاست.