لغت نامه دهخدا
چشمه ارج. [ چ َم َ اَ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «از مزارع خنامان کرمان است ». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 230 ).
چشمه ارج. [ چ َم َ اَ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «از مزارع خنامان کرمان است ». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 230 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سرزمین اصلی اولمک کشاورزان از کوهستانهای شمالی تخته سنگ وارد کرده بر رویش کندهکاری میکردند. سنگ کالایی بود که در سرزمین پر از گل و لجن آنها به سختی به دست میآمد. باتلاق نشینان دوام و ماندگاری سنگ را ارج مینهادند. از سنگ تندیسهای کوچک و بزرگ میساختند و در آیینهای مذهبی اولمک و اغلب به عنوان هدیه برای انداختن در چشمه به کار میبردند. مراکز آیینی آنها متشکل بود از اهرام، میدانها، گورستانها و یادمانها.