چشم ودل سیر

لغت نامه دهخدا

چشم ودل سیر. [چ َ / چ ِ م ُ دِ ] ( ص مرکب ) بی نیاز. بی طمع. آن کس که بخوردنی و پوشیدنی یا به زر و زیور و مال و منال بی اعتناست. مقابل گرسنه چشم. رجوع به چشم ودل سیری شود.

فرهنگ عمید

کسی که به مال دیگران طمع ندارد، کسی که به آنچه متعلق به دیگران است بی اعتنا باشد، بی نیاز، بیطمع.

فرهنگ فارسی

بی نیاز. بی طمع. آنکس که بخوردنی و پوشیدنی یا به زر و زیرو و مال و منال بی اعتناست. مقابل گرسنه چشم ٠

جمله سازی با چشم ودل سیر

💡 بخیه نتوان زد به شبنم دیده خورشید را خواب در چشم ودل بینانمی گیرد قرار

💡 دنبال چيزى را كه بدان علم ندارى مگير كه گوش و چشم ودل در باره همه اينها روزى مورد بازخواست قرار خواهى گرفت (36).

💡 # در قرآن مى خوانيم: اِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ والفُؤ ادَ كُلُّ اولئِكَ كانَ عَنهُمَسئولا(498) هر يك از گوش و چشم ودل، مورد سؤ ال قرار مى گيرند. گوش از شنيدنى ها و چشم از ديدنى ها ودل از فكر و عقيده.(499)

💡 بگو خبر دهيد مرا كه اگر روزى خداوند گوش و چشمهايتان را از شما گرفته و بردلهايتان مهر نهد آيا كيست آن خداى ديگرى كه گوش و چشم ودل ديگرى به شما بدهد، ببين چگونه تكرار مى كنيم آيات خود را براى ايشان و با اينحال باز هم آنان اعراض ‍ مى كنند(46)

💡 از زبان و چشم ودل فریاد و زاری و فزع در خور شان و شکوهٔ کبریای من کنید