چشم خوردن

لغت نامه دهخدا

چشم خوردن. [ چ َ / چ ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از چشم زخم خوردن. ( آنندراج ).چشم زخم رسیدن. ( از ناظم الاطباء ). هدف چشم بد شدن:
کاشکی اهل جهان اهل بصیرت بودند
چشم تا کی کسی از دیده نادیده خورد.تأثیر ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. خُ دَ ) (مص ل. ) چشم زخم خوردن، هدف چشم بد شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) چشم زخم خوردن هدف چشم بد شدن.
کنایه ازچشم زخم خوردن، ازچشم شور آسیب دیدن

ویکی واژه

چشم زخم خوردن، هدف چشم بد شدن.

جمله سازی با چشم خوردن

5- شركت كنندگان در مجالس حسينى، خود نيز حفظ حرمت مجالس را داشته باشند، جوانانبا يكديگر از برخوردهاى ناهنجار و سبك اجتناب كنند، مبادا با صحبت كردن در ميان جلسهموجب مزاحمت ديگران و سبب بر هم خوردن توجه مردم شويم، كه اين كار عملا به معناىمخالفت با جلسه حسينى است و در همين جا لازم مى دانم نسبت به اقدام و تشويق بيشترنسبت به جوانان در جلسات تاكيد كنم، مبادا در جلسات عزا با جوانان و بانوان تندبرخورد شود، با جوانان به مقتضاى جوانى آنها و درك موقعيت آن ها بايد برخورد شود،از خطاهاى آنها چشم پوشى كنيد و با كرامت و بزرگوارى آنها را تشويق كنيد.
عواملی چون سرعت بالا نوشیدنی الکلی مصرف داروهای خواب‌آور دخانیات و خواب آلود بودن خوردن و آشامیدن در حین رانندگی همین‌طور دید چشم می‌توانند همیشه مشکل ساز باشند.