فرهنگستان زبان و ادب
{stirring} [علوم و فنّاوری غذا] هم زدن مادۀ غذایی با ایجاد حرکت چرخشی در آن
{stirring} [علوم و فنّاوری غذا] هم زدن مادۀ غذایی با ایجاد حرکت چرخشی در آن
💡 گرد سپه شاه چه در شرق و چه در غرب بر چرخ همی تیرهکند دیدهٔکیوان
💡 چون باز و چرغ چرخ همی داردم به بند گر در حذر غرابم و در رهبری سبا
💡 بر غلط بخشیت ای چرخ همین نکته بس است که عطاهای تو یک بار به قابل نرسید
💡 نه همین اهل زمین را پایکوبان کرده است خانقاه چرخ هم از هایهوی من پرست
💡 شفق از چرخ همی بیند و فریاد کند کز پی سوختنم میر برافروخته نار