لغت نامه دهخدا
چربی کردن. [ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بملایمت و آهستگی پیش آمدن. ( ناظم الاطباء ). ملایمت کردن. نرمی کردن. || رفق و مدارا کردن. || تواضع و فروتنی کردن. رجوع به چربی و چربی نمودن شود.
چربی کردن. [ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بملایمت و آهستگی پیش آمدن. ( ناظم الاطباء ). ملایمت کردن. نرمی کردن. || رفق و مدارا کردن. || تواضع و فروتنی کردن. رجوع به چربی و چربی نمودن شود.
به ملایمت و آهستگی پیش آمدن یا تواضع و فروتنی کردن.
💡 پوست دف را نباید خیلی گرم کرد چون احتمال پاره شدن پوست وجود دارد. در ضمن، ممکن است در اثر کشیدگی زیاد پوست، کمانه کج شود. گرم کردن پوست، باعث خشک شدن چربی پوست شده و ساز را بد صدا میکند. حتیالامکان نباید به پوست دف آب زد؛ چراکه در درازمدت، بر کیفیت صدای آن اثرگذار است.
💡 به نظر میرسد این حشرات در بدن خود ذخیره چربی ساخته و منتظر وزش باد مناسب برای پرواز میشوند. در طول سفر استراحت کرده و در صورت گم کردن مسیر آن را دوباره جهتیابی میکنند.
💡 جوشاندهها و دم کردهها مایعات با خواص شیمیایی متفاوت ایجاد میکنند؛ مثلاً دما و طرز تهیههای متفاوت منجر به تهیه مواد شیمیایی قابل حل در چربی در روش دم کردن نسبت به جوشاندن میشود.
💡 از بین بردن میکروارگانیسمها از پوست با افزودن صابون یا مواد شوینده به آب تقویت میشود. اقدام اصلی صابونها و مواد شوینده کاهش موانع محلول و افزایش محلول در حلالیت است. آب یک پاک کننده ناکارآمد پوست است زیرا چربیها و پروتئینها که جزء خاک ارگانیک هستند به راحتی در آب حل نمیشوند. با این حال، تمیز کردن با جریان معقول آب کمک میکند.
💡 این ماهیچه مسئول عمود کردن مو بر سطح پوست است و همچنین کمی برآمدگی روی پوست و یک روزنه کوچک پوستی با چربی پوست.