لغت نامه دهخدا
پیش دید. ( اِ مرکب ) عزم و اراده. ( آنندراج ). || ( مص مرکب مرخم، اِ مص مرکب ) پیش بینی. دیدنی از پیش.
پیش دید. ( اِ مرکب ) عزم و اراده. ( آنندراج ). || ( مص مرکب مرخم، اِ مص مرکب ) پیش بینی. دیدنی از پیش.
( مصدر ) پیش بینی دیدن از قبل. ۲-( اسم ) عزم اراده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محتشم را از غم خود دید گریان پیش او گفت میباید ازین رسوای تر دامن برید
💡 آن گونه که وی تمامی عمر را با اندوه بسر می برد و هرگز روی سرور نمی دید. هان بر تمام تلخکامی هائی که پیش میآیدت بردبار باش و از زمانه بپرهیز چرا که سخت فسونگر و مکار است.
💡 پیش از آن کز دانه باشد نام یا زین خاک نود برگ و بار هر درختی دیدی اندر شاخسار
💡 به پیش جان درآمد دل که اندر خود مکن منزل گران جان دید مر جان را سبک برجست اندیشه
💡 آن یکی گفتا که هر یک خواب خویش آنچ دید او دوش گو آور به پیش