پیش جنگی

مترادف‌ها

پیش از جنگ

متضادها

پساجنگی

لغت نامه دهخدا

پیش جنگی. [ ج َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پیش جنگ. عمل پیش جنگ. پیش جنگ بودن.

فرهنگ فارسی

کیفیت و حالت عمل پیش جنگ

جمله سازی با پیش جنگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وی در کتیبه‌های متعددی از جمله صحنه‌های «پیروزی» مصر پس از نبرد کادش یاد شده‌است. رامسس عناوین کاتب سلطنتی، جنرالیسیمو و «پسر محبوب شاه» را نشان می‌دهد و نشان داده می‌شود که «جنگجویان ماریانو از ناحارینای حقیر» را به عنوان غنایم جنگی به خدایان تقدیم می‌کنند. در صحنه‌هایی از جنگ کواود در سال ۱۰ در لوکسور، شاهزادگان آمونهرخپشف، رامسس، پرهروونمف و خائمواست زندانیان پیش از پدرشان پادشاه را نشان می‌دهند.

💡 در مهرماه ۱۳۵۸ با پاسپورتی که به نام خودش صادر شده بود از واشینگتن و از طریق آلمان به ایران سفر کرد. او در این سفر در مورد تحرکات نظامی عراق در مرزهای ایران به ابراهیم یزدی وزیر خارجه پیشین ایران و عباس امیرانتظام هشدار می‌دهد که به علت بدگمانی‌های یزدی در مورد آمریکا، اظهارات کیو در مورد نقشهٔ جنگی عراق برای حمله به ایران مورد توجه او قرار نگرفت.

💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که بررسی دقیق وضعیت‌های پیش جنگی می‌تواند به دولت‌ها کمک کند تا با آمادگی بیشتری در برابر تنش‌های فزاینده در مناطق حساس جغرافیایی اقدام نمایند.

💡 بسیاری از آثار هنری و ادبی خلق شده در دوران پیش جنگی، بازتاب‌دهنده ترس‌ها، امیدها و تغییرات عمیق اجتماعی در جوامعی هستند که در آستانه یک تحول بزرگ قرار داشتند.

💡 مطالعه مستندات تاریخی مربوط به شرایط پیش جنگی به پژوهشگران اجازه می‌دهد تا الگوهای رفتاری سیاستمداران و فرماندهان نظامی را در شرایط بحرانی به درستی درک و تحلیل کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران