لغت نامه دهخدا
پیر و پاتال. [ رُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) پیرپاتال. پیرپتال.
پیر و پاتال. [ رُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) پیرپاتال. پیرپتال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوان شد پیر و سر سوی جوان داد دگر ره دل بدست دلستان داد
💡 صد شکر دل آسود ز تشویش کشاکش چون فیض نه پیر و نه فقیه و نه مریدیم
💡 کودک و مرد و زن و پیر و جوان مؤمن و گبر و نصاری و جهود
💡 ببین هر که را شد ز پیر و جوان چو از جوش اخلاط تن ناتوان
💡 دل واکن هر پیر و جوانست دم صبح بر دل نفس شیشه گرانست دم صبح