پیر میخانه

لغت نامه دهخدا

پیر میخانه. [ رِ م َ / م ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیر میکده:
پیر میخانه همی خواند معمائی دوش
از خط جام که فرجام چه خواهد بودن.حافظ.

فرهنگ فارسی

پیر میکده

جمله سازی با پیر میخانه

💡 ساکن میخانه‌ایم و عشق می‌ورزیم فاش فارغ از پیر و مرید وخرقه و سجاده‌ایم

💡 به پیش پیر میخانه بمیرم زهی مرگ و زهی برگ و سرانجام

💡 عبث آشفته جستن از منافق کام دل تا کی بخواه از پیر میخانه که بس عام است انفاقش

💡 روشن بود چراغ تو ای پیر زانکه من هر وقت کآمدم در میخانه باز بود

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز