پی دوم
مترادفها
طبقه دوم
متضادها
پی اول
لغت نامه دهخدا
پی دوم. [ ی ِ دُوْ وُ ] ( اِخ ) ( انئاس سیلویوس پیکولومی نی ) پاپ مسیحی از 1458 تا 1464 م. وی علیه دولت عثمانی تجهیز جنگ صلیبی کرد. عهدنامه هائی با برخی از دول منعقد ساخت و دوک دوبورگنی پادشاه فرانسه را برانگیخت تا خود بمیدان نبرد شتابد. او پیش از رسیدن بمقام کاردینالی دبیر امپراطور فردریک سوم بوده است. ( از قاموس الاعلام ترکی ).
جمله سازی با پی دوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیند ار عقل دوم مکتب علمش ترسم که فراموش کند صحبت عقل اول
💡 قابل معلوم بهل، پارس مرو، روم بهل در سر و در دوم نگر: این همه اسرار ببین
💡 سلیل عقل نخستین دلیل اهل یقین دوم خلیفۀ جد و پدر باستحقاق
💡 در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم، استرالیا تبهای طلای مختلفی را تجربه کرد. مهمترین آنها،
💡 تا چند دوم به گرد عالم در تو با من و من که را همی جویم
💡 پایم به دست نیست و لیکن به سر دوم چون خامه باز گر به خط خویش خوانیم