لغت نامه دهخدا
پولادنعل. [ ن َ ] ( ص مرکب ) که نعل پولادین دارد:
سم بادپایان پولادنعل
بخون دلیران زمین کرده لعل.نظامی.ز تاج مرصع بیاقوت و لعل
ز تازی سمندان پولادنعل.نظامی.
پولادنعل. [ ن َ ] ( ص مرکب ) که نعل پولادین دارد:
سم بادپایان پولادنعل
بخون دلیران زمین کرده لعل.نظامی.ز تاج مرصع بیاقوت و لعل
ز تازی سمندان پولادنعل.نظامی.
( صفت ) مرکبی که نعل پولادین دارد: [ ز تاج مرصع بیاقوت و لعل ز تازی سمندان پولاد نعل.] ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خبر شد به خاقان که صحرا و کوه شد از نعل پولاد پوشان ستوه
💡 سم باد پایان پولاد نعل به خون دلیران زمین کرده لعل
💡 ز تاج مرصع به یاقوت و لعل ز تازی سمندان پولاد نعل