لغت نامه دهخدا
پنبه فروش. [ پَم ْ ب َ / ب ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) آنکه تجارت پنبه کند. قَطّان.
پنبه فروش. [ پَم ْ ب َ / ب ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) آنکه تجارت پنبه کند. قَطّان.
( اسم ) آنکه تجارت پنبه کند قطان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با احتساب قیمت کنونی نفت در بازارهای جهانی، این منطقه میتواند در هر سال ۹٫۵ میلیارد دلار از فروش نفت، ۷۵۰ میلیون دلار از فروش زیتون، ۳۷۲ میلیون دلار از فروش گندم و ۲۳۰ میلیون دلار از فروش پنبه درآمد داشته باشد.
💡 آتش پنبهٔ گوش دگرانم کامروز گوش را مزرعهٔ پنبه فروشان دارم
💡 بازرگانان مسلمان با گسترش و انتشار روشها و تکنیکهای صنعت کشاورزی و همچنین انتشار بذرهای گوناگون کشاورزی انقلابی را در نشر محصولات کشاورزی ایفا کردند. تجار مسلمان با خرید بذرهای سورقوم از سرزمینهای آفریقایی، مرکبات از چین، نیشکر، پنبه و برنج از هند و با فروش و پخش آن در سرزمینهای اسلامی که قبلاً" این محصولات کشت نمیشد، محصولات زراعتی را در دیگر بلاد اسلام منتشر کردند.