پای بز افکندن

لغت نامه دهخدا

پای بز افکندن. [ ی ِ ب ُ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از بیطاقت و بی آرام شدن و سحر کردن باشد چه گویند که قصابان افسونی خوانند و بر پای بزی بدمند ویا چیزی بنویسند و ببندند و آن بز را به صحرا سردهند تمام گله گوسفندان و بزها پیش آن بز آیند و قصابان هرکدام را که خواهند بگیرند. ( برهان ):
مرا در کویت ای شمع نکوئی
فلک پای بز افکنده ست گوئی.نظامی ( از فرهنگ رشیدی ).رجوع به پای بزآکندن شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از بی طاقت و بی آرام شدن و سحر کردن باشد

جمله سازی با پای بز افکندن

💡 مرا در کویت ای شمع نکوئی فلک پای بز افکند است گوئی

روشنی یعنی چه؟
روشنی یعنی چه؟
لیسنه یعنی چه؟
لیسنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز