پالان کردن
مترادفها
زین کردن
لغت نامه دهخدا
پالان کردن. [ ک َ دَ ]( مص مرکب ) نهادن و بستن پالان بر پشت ستور. ایکاف.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پالان بر پشت ستور نهادن.
جمله سازی با پالان کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بوگار که خودش یکی از پیروان آموزههای آگاستیا بود، به آموزش مدیتیشن، کیمیا، طراحی یانترا و کریا یوگا در معبد کاتاراگاما موروگان پرداخت و یک طرح هندسی از نماد یانترا را بر روی یک صفحه فلزی حک کرد و آن را در قدسالقداس معبد کاتاراگاما نصب کرد. بوگار یکی از اولین زائرانی است که از موروگان تیروپادای سریلانکا عبور کردهاست. بر اساس افسانهها و متون مقدس معبد پالانی، بوگار بت موروگان را در معبدی در پالانی با مخلوط کردن نه گیاه سمی با روشی منحصربهفرد ساختهاست. او همچنین معبدی برای موروگان در روستای پومبارای قرارگاه کوهستانی کودیکانال در ایالت تامیل نادوی هند بنا نهاد.
💡 قبل از شروع سفر طولانی، چوپان با دقت بسیار زیاد مشغول پالان کردن بار مورد نیاز خود بر پشت حیوان بود تا در مسیر دچار مشکل نشود.
💡 کارگران با مهارت تمام، شروع به پالان کردن تجهیزات سنگین کردند تا بتوانند آنها را به بالای تپه منتقل کرده و عملیات ساختوساز را آغاز کنند.
💡 برای انتقال دقیق کالاها از قله به پایین، ابتدا باید با دقت فراوان فرآیند پالان کردن را انجام داد تا از آسیب دیدن محموله جلوگیری شود.