وقوف دار

لغت نامه دهخدا

وقوف دار. [ وُ] ( نف مرکب ) وقوف دارنده. باوقوف. اهل وقوف. مطلع.

فرهنگ فارسی

(صفت ) باوقوف

جمله سازی با وقوف دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بس که در هر لغتی حسن فصاحت داری هست بر خلق عبارت وقوف احکم

💡 مساءله 1 - براى كليه افراد ناتوان مانند زنان اطفال و پيرمردان و كسانى كه عذرى مانند بيمارى و ترس دارند و همين طور پرستار و يامراقب و كاروان دار جائز است شب عيد بعد از آنكه مقدارى در مشعر وقوف كردند ازآنجا به طرف منى كوچك كنند و بنابراين بر اين چند طايفه وقوف بين الطلوعين واجب نيست.

💡 بر خط و شعر وقوف از وی دور چشم داران حروف از وی کور

فروردین یعنی چه؟
فروردین یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز