لغت نامه دهخدا
نکورخسار. [ ن ِ رُ ] ( ص مرکب ) نکوچهر. ( یادداشت مؤلف ). نکوروی. خوش سیما.
نکورخسار. [ ن ِ رُ ] ( ص مرکب ) نکوچهر. ( یادداشت مؤلف ). نکوروی. خوش سیما.
نکو چهر. نکو روی. خوش سیما.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو رخسار بانو نکو بنگرید تو گفتی دگر خویشتن را ندید