لغت نامه دهخدا
نمک گرفتن. [ ن َ م َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) مزه یافتن. بانمک شدن. نمکین و مطبوع شدن:
عشق از افلاس می گیرد نمک
عشق مفلس را سزد بی هیچ شک.عطار.|| نمک گرفتن کسی را؛ نمک گیر شدن.
نمک گرفتن. [ ن َ م َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) مزه یافتن. بانمک شدن. نمکین و مطبوع شدن:
عشق از افلاس می گیرد نمک
عشق مفلس را سزد بی هیچ شک.عطار.|| نمک گرفتن کسی را؛ نمک گیر شدن.
مزه یافتن ٠ با نمک شدن ٠ نمکین و مطبوع شدن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرار گرفتن در بخش مرکزی فلات ایران در برگیرنده نامناسبترین عوامل طبیعی چیره بر فلات مرکزی ایران نیز است. بارش اندک همراه با تبخیر شدید، دور بودن از دریا، نزدیکی با کویر خشک و پهناور نمک، رطوبت نسبی کم همراه با گرمای بسیار، از عواملی هستند، که یزد را به گونه یکی از خشکترین مناطق ایران درآورده است. گذشته از آن، در این منطقه نوسان شدید درجه حرارت نیز وجود دارد. از نظر مختصات جغرافیایی نقطهٔ مرکزی ایران (ساعت مارکار) در این شهر قرار دارد.
💡 هیدروژن سیانید یک مایع بسیار فرار است که در مقیاس بزرگ، بهصورت صنعتی تولید میشود و با کمک افزودن اسید به نمک سیانید بهدست میآید. برخلاف سیانیدها که دارای پیوند یونی هستند و امکان آزاد سازی یون سیانید را دارند، نیتریلها بهدلیل پیوند کووالانسی میان گروه سیانو و کربن، فاقد چنین توانایی هستند و درنتیجه دارای سمیت کمتری نسبت به نمکهای سیانید دارند. مسمومیت با سیانید مسمومیت ناشی از قرار گرفتن در معرض سیانور است.