نمایشنامۀ خوش ساخت

مترادف‌ها

نمایشنامۀ منسجم

متضادها

نمایشنامۀ بدساخت

فرهنگستان زبان و ادب

{well-made play} [هنرهای نمایشی] نمایشنامه ای با ساختار محکم که در قرن نوزدهم به وجود آمد و بیش از آنکه بر شخصیت پردازی مبتنی باشد، بر پایۀ پِی رنگی پیچیده استوار است

جمله سازی با نمایشنامۀ خوش ساخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دهه بیست بانک‌ها بر تولید فیلم در هالیوود نظارت کردند. روند تهیه فیلم در این دهه به سمت استانداردسازی رفت. در سال ۱۹۲۹ هالیوود فهرستی از تابوهایی را پذیرفت که بعداً نام آن کد هیس گذاشته شد. فیلم سازان غیر عرفی دیگر در آن زمان روزگار سختی را میگذراندند. فیلم سازان زن در این دوره مشکلات بیشتری داشتند. دورتی آرزنر تنها زن فیلم‌سازی که در این محیط غیردوستانه توانست دوام بیاورد. او اینکار را به وسیلهٔ تولید فیلم‌های خوش ساخت و مرسوم انجام داد.

💡 او موهای بلند بلوند و بال های سفید براق دارد. او بسیار خوش ساخت است و پوستش برنزه است.

💡 منتقد ادبی بر این باور است که این اثر یک نمایشنامۀ خوش ساخت است که در آن پیرنگ و شخصیت‌پردازی بسیار منسجم طراحی شده است.

💡 برای اجرای یک نمایشنامۀ خوش ساخت روی صحنه، نیاز به همکاری نزدیک میان کارگردان و نویسنده برای درک عمیق از متن وجود دارد.

💡 دانشجویان رشته تئاتر باید یاد بگیرند چگونه یک نمایشنامۀ خوش ساخت را تحلیل کنند تا بتوانند ساختار دراماتیک آن را به درستی درک نمایند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران