نفقه دادن

لغت نامه دهخدا

نفقه دادن. [ ن َ ف َ ق َ / ق ِ دَ ] ( مص مرکب ) متکفل معاش دیگری شدن. هزینه معاش دیگری را تعهد کردن.

فرهنگ فارسی

متکفل معاش دیگری شدن. هزین. معاش دیگری را تعهد کردن.

جمله سازی با نفقه دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 16 - اگر زن و شوهر بر سر دادن و ندادن نفقه اختلافكردند در صورتيكه در استحقاق زن اتفاق دارند اگر شوهر غائب بود و يا زن از اوكناره گرفته باشد قول قول زن است با سوگندش و مرد بايد بر دعوى خود بينهبياورد، و اما اگر زن در خانه شوهر و داخل در بين عائله او است على الظاهرقول قول مرد است با سوگندش و زن بايد بينه بياورد.

💡 اما ولی که فرزند خود را به زنی دهد، بر وی واجب بود که مصلحت وی را نگاه دارد و کسی اختیار کند که شایسته باشد و از مرد بدخو و زشت و عاجز از نفقه حذر کند و چون کفو نباشد نکاح روا نبود و به فاسق دادن روا نبود. و رسول (ص) گفت، «هر که فرزند خویش به فاسق دهد، رحم وی قطع گردد» و گفت، «این نکاح بندگی است. بنگرید تا فرزند خود را بنده که می گردانید».

💡 مساءله 1 - نفقه دادن بپدر و مادر و پدران و مادران آندو و هر چه بالاروند بتفضيلى كه مى آيد واجب است، و همچنين نفقه دادن به اولاد و اولاد اولاد هر چه پائينروند، چه پسران و چه دختران، چه صغير و چه كبير، چه مسلمان و چه كافر، و اما نفقهدادن بغير اين دو طائفه از اقارب واجب نيست هر چند كه مستحب است مخصوصا به اقاربيكهاز او ارث مى برند.