لغت نامه دهخدا
نظربلندی. [ ن َ ظَ ب ُ ل َ ] ( حامص مرکب ) بلندهمتی. مقابل کوته نظری. صفت نظربلند.
نظربلندی. [ ن َ ظَ ب ُ ل َ ] ( حامص مرکب ) بلندهمتی. مقابل کوته نظری. صفت نظربلند.
دارای طبع غنی بودن سعه صدر مقابل نظر تنگی تنگ نظری.
💡 در بهار ۱۹۳۳ میلادی، سازمانهای دانشجویی، استادان و کتابداران نازی، فهرست بلندی از اسامی کتابهایی تهیه کردند که از نظر آنها آلمانیها نباید آنها را میخواندند.
💡 کاخ روی صفهای به بلندی ۲٬۴ متر ساخته شده است. مساحت کاخ ۲۹ در ۴۰ متر و اتاق مرکزی آن مربعی به ضلع پانزده متر است. دوازده ستون در آن به کار رفته بوده است. چارچوب درها با نقش برجستههایی تزیین شده است که پادشاه و دو ملازمش را به تصویر میکشد که یکی سایه بان و دیگری شال حمل میکند. نقش برجستههای راه پلهای دیگر، خدمتکاران را در حال بردن حیوانات و ظرفهای سرپوشیده برای برپایی ضیافت نشان میدهند. قرنیزهای گچبری شده از روی نمونهٔ مصری و سنگهایی که مانند آیینه صیقل یافتهاند، از جملهٔ بخشهای استثنایی این بنا هستند. بنا بر نظر کرفتر، احتمالاً در جنوب کاخ داریوش باغی وجود داشته است.