موی شکافی کردن
مترادفها
ریزهبینی، وسواس، سختگیری
متضادها
کلیگویی کردن
لغت نامه دهخدا
موی شکافی کردن. [ ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دقت بسیار ورزیدن در کارها یا مسأله ای. در درک یا حل یابیان نکته و موضوعی سخت دقت و ظرافت به کار بردن.
جمله سازی با موی شکافی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 موئیست دهان تو و از موی شکافی هنگام سخن ریخته لؤلؤی تر از موی
💡 هر جا کمان موی شکافی به زه کنیم مژگان مور در شب دیجور می زنیم
💡 مویی ست دهان تو و در موی شکافی هنگام سخن ریخته لؤلؤی تر از مو
💡 جانا، تو به حسن اگر نلافی پیداست کندر دهنت موی شکافی پیداست
💡 بر سر موی شکافی است نگاهم صائب چین زلفی که دهد نافه به تاتار کجاست؟
💡 اگر بخواهیم استرس را بر اساس وخامت آن موی شکافی کنیم باید بگوییم استرس به سه نوع استرس حاد، استرس حاد اپیزودیک و استرس مزمن تقسیم بندی می شود.