لغت نامه دهخدا
موج زار. [ م َ / م ُ ] ( اِ مرکب ) آنجا که موج بسیار بود. دریا. موج خیز:
بحر عطای تو جواهر شمار
بی اثر باد طلب موج زار.عرفی ( از آنندراج ).
موج زار. [ م َ / م ُ ] ( اِ مرکب ) آنجا که موج بسیار بود. دریا. موج خیز:
بحر عطای تو جواهر شمار
بی اثر باد طلب موج زار.عرفی ( از آنندراج ).
آنجا که موج بسیار بود. دریا.
💡 قطره چون در موج بهر آویخت دریا می شود جان زار خویش را پیوند مویی می کنیم
💡 موج میزد درد و زاری چون رباب گر رگی بر استخوانی داشتم