لغت نامه دهخدا
مه گرفتن. [ م َه ْگ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) ماه گرفتن. خسوف:
کنون نگاه کنم سوی مه که مه بگرفت
چو مه گرفت بدو بیشتر کنند نگاه.فرخی.رجوع به ماه گرفتن و خسوف شود.
مه گرفتن. [ م َه ْگ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) ماه گرفتن. خسوف:
کنون نگاه کنم سوی مه که مه بگرفت
چو مه گرفت بدو بیشتر کنند نگاه.فرخی.رجوع به ماه گرفتن و خسوف شود.
ماه گرفتن خسوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برنامه استفاده میکنند. اما گاهی اوقات ترتیب قرار گرفتن دستورالعملها در حافظه مانع از
💡 ۱- قرار گرفتن نام دو عضو هیئت علمی این دانشکده در لیست دانشمندان ۱٪ پراستناد جهان از سال ۲۰۲۱
💡 من دیوانه و زلف تو گرفتن، هیهات زان که این سلسله صد سلسله مجنون دارد
💡 نیست پروای علایق واصلان عشق را خار نتواند گرفتن موج را دامن در آب
💡 6- رسيدن به كربلا و قرار گرفتن در محاصره نيروهاى دشمن، پيش از رسيدن بهكوفه (دوّم محرّم ).