ملکت طراز

لغت نامه دهخدا

ملکت طراز. [ م ُ ک َ طَ ] ( نف مرکب ) ملکت طرازنده. ملک آرا. آنکه مملکت را رونق و آرایش دهد:
افسرخدای خسرو، کشورگشای رستم
ملکت طراز عادل ملت فروز داور.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه کشور را زینت و رونق بخشد: [ افسر خدای خسرو کشور گشای رستم ملکت طراز عادل و ملت فروز داور. ] ( خاقانی. سج. ۲ ) ۱۸۹ - آنکه پادشاهی را زینت و رونق دهد.

جمله سازی با ملکت طراز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رخ دولت بفروز، آتش فتنه بنشان دل حکمت بزدای، آلت ملکت به طراز

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز