ملچ و ملوچ
مترادفها
جنجال، هیاهو، دعوا، کشمکش، آشوب
متضادها
سکوت، آرامش
لغت نامه دهخدا
ملچ و ملوچ. [ م ِ ل ِ چ ُ م ُ ] ( اِ صوت ) ملچ مولوچ. رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
با صدا ( صدای خوردن چیزی ): [ خوراکیها را در دهان گنده اش می تپاند و ملچ ملچ می جوید. ]
جمله سازی با ملچ و ملوچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 درختهای مهمی به نام راش، ممرز، بلوط، ملچ و نمدار پیرامون این دریاچه را فرا گرفتهاند که از نظر زیبایی اهمیت بهسزایی دارند.