لغت نامه دهخدا
لاپوشانی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام، به فریب و تردستی به نوعی آن را مستور کردن. عیب کسی را به حیلتی پوشیدن خواستن. با زبردستی و حیله پنهان کردن عیب یا خطای کسی را.
لاپوشانی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام، به فریب و تردستی به نوعی آن را مستور کردن. عیب کسی را به حیلتی پوشیدن خواستن. با زبردستی و حیله پنهان کردن عیب یا خطای کسی را.
( مصدر ) عیب و خطایی را بازرنگی وحیله مستور داشتن.
💡 دهها تن از متخصصان، استادان و کنشگران سیاسی و مدنی کشور، خامنهای مسئول «فاجعه ملی» ناشی از گسترش ویروس کرونا دانستند؛ چون او بهعنوان بالاترین و قدرتمندترین فرد حکومت «تصمیم نابخردانه» در رد کردن بعضی کمکهای جهانی و اخراج پزشکان بدون مرز را توجیه نموده و از «نظریه مضحک» ترور بیولوژیک دفاع میکند. ابوالفضل قدیانی، خامنهای و ارگانهای تحت فرمان او را مسبب اصلی شیوع وسیع کرونا دانسته که میخواهد با فریب و انحراف افکار عمومی و به خدمت گرفتن تئوری توطئه و جنگ بیولوژیک، ناکارآمدی و سوء مدیریت خود و ارگانهای تحت فرمانش را تحتالشعاع قرار داده و لاپوشانی کند.
💡 ایالات متحده علناً اعلام میکند که با شکنجه مخالف است، اما به خاطر لاپوشانی کردن شکنجههای اتفاق افتاده در مدرسه نظامی قاره آمریکا مورد انتقاد قرار گرفته است.