لغت نامه دهخدا
قلعه دیده بان. [ ق َ ع َ دی دَ ] ( اِخ ) این قلعه در لارستان واقع است، آبش از آب انباری است که بوسیله آب باران پر میشود و از بناهای قبل از اسلام است. ( جغرافیای غرب ایران ص 130 ).
قلعه دیده بان. [ ق َ ع َ دی دَ ] ( اِخ ) این قلعه در لارستان واقع است، آبش از آب انباری است که بوسیله آب باران پر میشود و از بناهای قبل از اسلام است. ( جغرافیای غرب ایران ص 130 ).
این قلعه در لارستان واقع است آبش از آب انباری است که بوسیله آب باران پر میشود و از بناهای قبل از اسلام است.
💡 ۲.قلعهٔ تاریخی، با مشخصهای عجیب چون درب سنگی بسیار بزرگ و سنگینی که پس از سالیان دراز، همچنان محکم و استوار بر ورودی قلعه دیده میشود.
💡 شیخ محمد بستکی پس از سپری نمودن ۲۰ سال در قلعه دیدهبان به فرمان مطاع «الوکیل الرعیة» کریم خان زند از قلعه دیدهبان به شهر بستک بر میگردد. پس از بازگشت به تعمیر و عمران قلاع بستک ودهات آن که در جریان لشکر کشیهای زکی خان و نصیرخان لاری در موقع محاصره قلعه دیدهبان خراب شده بود میپردازد مساجد و آب انبارها (برکهها) وچاههای آبیاری کشاورزی را احداث مینماید. مسجدی باطراز معماری بسیار جالب وشیبه به «عمارت مغولی» ویا «عمارت سلجوقی، ترکی» بنا مینهد و آن را «مسجد جامع بستک» مینامند. این مسجد یکی از مراکز علوم دینی و شرعی ودار العلم فقه و حدیث آن دوران بودهاست. دانشآموزان علوم دینی و شرعی از راههای دور و نزدیک به سویش میشتافتهاند.