لغت نامه دهخدا
قلعه دولت. [ ق َ ع َ دَ ل َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان قیلاب بخش اندیمشک شهرستان دزفول، واقع در 3هزارگزی شمال باختری اندیمشک و کنار شوسه اندیمشک به خرم آباد. سکنه آن 30 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
قلعه دولت. [ ق َ ع َ دَ ل َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان قیلاب بخش اندیمشک شهرستان دزفول، واقع در 3هزارگزی شمال باختری اندیمشک و کنار شوسه اندیمشک به خرم آباد. سکنه آن 30 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ده کوچکی است از دهستان قیلاب بخش اندیمشک شهرستان دزفول واقع در ۳ هزار گزی شمال باختری اندیمشک و کنار شوسه اندیمشک به خرم آباد.
💡 بیک سفر که درو حرم دو قلعه گرفت شکوه و دولت و اقبال تو دو چندان شد
💡 روسها ۲۷۰۰ اسیر و ۲۳ اسلحه را غارت کردند. تسخیر قلعه باعث شد روسیه بتواند جایگاهی در خانات نخجوان بدست آورد. گریبوادوف برای شروع مذاکرات صلح اعزام شد. دولت روسیه در نخجوان معرفی شد، قدرت نظامی و اداری منطقه به دست فرمانده عباسآباد متمرکز شده بود که به سرلشکر دمیتری اوستن-ساکن منصوب شد.
💡 سوسوریم در سال ۳۵۵ میلادی ولیعهد شد و پس از مرگ پدرش، پادشاه گگوگوون که در حمله پادشاه بکجه پادشاه گونچوگو به قلعه پیونگیانگ کشته شد، به سلطنت رسید. پادشاه سوسوریم را پادشاه بودایی هم میخوانند چون در زمان این پادشاه دین بودیسم وارد گوگوریو شد و گوگوریو این دین را به عنوان دین ملی و دولتی خود اعلام کرد.