لغت نامه دهخدا
( قلعه آمد ) قلعه آمد. [ ق َ ع َ م ِ ] ( اِخ ) قلعه معروفی است در دیاربکر. رجوع به «از سعدی تا جامی » ص 445 شود.
( قلعه آمد ) قلعه آمد. [ ق َ ع َ م ِ ] ( اِخ ) قلعه معروفی است در دیاربکر. رجوع به «از سعدی تا جامی » ص 445 شود.
💡 جنگ شديدى ميان مسلمانان و يهوديان در گرفت على (عليه السلام ) نزديك در قلعه آمد، وبـا حـركـتـى نـيرومند و پر قدرت در را از جا بر كند و به كنارى افكند، به اين ترتيبقلعه گشوده شد، و مسلمانان وارد شدند آن را فتح كردند.
💡 آنندراج در تعریف تختهپل مینویسد: «پلی که از تختهها بر خندق قلعه سازند تا در قلعه آمد و رفت واقع شود.»