فلک پناه

لغت نامه دهخدا

فلک پناه. [ ف َ ل َ پ َ ] ( ص مرکب ) پادشاهی بزرگ مرتبه که آستان او پناهگاه فلک است. ( فرهنگ فارسی معین ): حضرت رفیع و درگاه فلک پناه... ( لباب الالباب ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) پادشاهی بزرگ مرتبه که آستان او پناهگاه فلک است: حضرت رفیع و در گاه فلک پناه...

جمله سازی با فلک پناه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مکان صرصر ز شبدیز تو در صحن فلک سازد پناه آتش ز شمشیر تو در قلب حجر گیرد

💡 بگریختم ز جور فلک در پناه یار منت خدای را که بلندست ماء/منم

💡 مرا خود از همه عالم پناه، درگه تست چه درگهی که فلک را بدوست پشت و پناه

💡 نه هیچ کار جهان در پناه او مشکل نه هیچ راز فلک از ضمیر او مستور

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز