عفاک ا
لغت نامه دهخدا
عفاک ا. [ ع َ کَل ْ لاه ] ( ع جمله فعلیه دعایی، صوت مرکب ) خداوند ترا ببخشایاد! و آن در موقع دعاو تحسین بکار رود. ( فرهنگ فارسی معین ):
هلاکم کردی از تیمارخواری
عفاک اﷲ زهی تیمارداری.نظامی.بدم گفتی و خرسندم عفاک اﷲ نکو گفتی
سگم خواندی وخشنودم جزاک اﷲ کرم کردی. سعدی.چه شکر گویمت ای خیل غم عفاک اﷲ
که روز بی کسی آخر نمی روی ز سرم.حافظ.
جمله سازی با عفاک ا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشستم زیر تیغ مردکی دلال در حمام عجب زخمی زد و گفتم عفاک الله نکو کردی
💡 فضولی در ره او کشته تیغ جفا گشتی عفاک الله شهید کربلا را اقتدا کردی
💡 عفاک الله ز چشم خسرو آن خونها که افشاند معاذالله که گویم پیش چشم پر خمار تو
💡 سروی نه عفاکاللهکی باده خورد سرو ماهی نه جزاک الله کی بوسه دهد ماه
💡 دل عفاک الله ازین بیش جنون ده به شتاب طی میقات کن و زود حرم را دریاب