عزم افتادن

لغت نامه دهخدا

عزم افتادن. [ ع َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) عزم فتادن. عازم شدن. قصد کردن:
نه پایه قدر او ز نهم آسمان گذشت
هرگاه عزم او بسوی آسمان فتاد.علی خراسانی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عازم شدن قصد کردن

جمله سازی با عزم افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فراياد: اى مسكين ! اراده ات ضعيف و نيتت ناپايدار و قصدت آلوده است و از اين روست كهدرى بر تو باز نمى شود و حجاب از پيشت بركنار نمى رود. اما، اگر مصمم شوى، ونيتت پايدار شود و قصد خويش خالص ‍ گردانى، بى كليد، در پرتو گشوده شود،چنان كه چون يوسف (ع ) عزم كرد بر او گشوده شد و نيت پايدار كرد كه از افتادن درگناه بپرهيزد و از زليخا بگريزد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز