طین حر

لغت نامه دهخدا

طین حر. [ ن ِ ح ُرر ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) محمدبن عبدون گوید: طین حر طین علک خالص از رمل بود. مؤلف گوید: گِلی است نزدیک در شیراز و بشیرازی گل کوفی ( کرنی ؟ کربی ؟ ) خوانند و در طبیعت نزدیک به وی بود و آن را نیز بدین اسم خوانند و آن گل بغایت سبزرنگ است وچون بپوست بادام دخان کنند ازبهر خوردن لون را سرخ کند و طعم آن خوش بود و کمتر بریان ناکرده خورند. و علی بن ربن گوید: طین حر سرد و خشک بود به اعتدال نیکوبود جهت همه جراحتها. و اگر با سرکه بر گزندگی زنبور طلا کنند درد ساکن گرداند. ( اختیارات بدیعی ). طین نیشابوری. طین اکل. گل خالص بی ریگ. ( بحر الجواهر ). شامل طین اندلس و فارسی دانسته اند و مراد از آن خاک خالص است. طین قیمولیا.

جمله سازی با طین حر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او نظر می‌کرد در طین سست سست جان همی‌گفتش که طینم سد تست

💡 بنگر که چیست بسته در این زندان زنده و روان به چیست چنین این طین

💡 از طین چو تویی آمد و چون احمد مُرسَل بر مرکز نورست شرف جوهر طین را

💡 آنگه که ایزد از طین آدم بیافرید اندر مکان طین عمر بود طین تو

💡 آن دو دیده‌روشنان بودند ازین وین دو را دیده ندیده غیر طین

💡 آزادگی بطینت او در سرشته شد آنگه که آفریده شد آدم ز آب و طین

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز