لغت نامه دهخدا
طلسم زنگوله. [ طِ ل ِ م ِ زَ ل َ ] ( اِخ ) در افسانه های باستانی قلعه یا محلی صعب العبور بوده است که چون طلسم کرده بوده اند کس آن را گشودن نمیتوانست.
طلسم زنگوله. [ طِ ل ِ م ِ زَ ل َ ] ( اِخ ) در افسانه های باستانی قلعه یا محلی صعب العبور بوده است که چون طلسم کرده بوده اند کس آن را گشودن نمیتوانست.
درافسانه های باستانی قلعه یا محلی صعب العبور بوده است که چون طلسم کرده بوده اند کس آنرا گشودن نمیتوانست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیگوری کیرک و پولی پلامر زمانی که ستارهٔ مادر سیاره کهنسال به یک غول سرخ ملالآور تبدیل شده، به خرابههای چارن از طریق سحر و جادوی عموی دیگوری میرسند، که نشان از این دارد که میلیونها سال گذشتهاست. این دو، زنگولهای را مییابند که جادیس آن را برای شکستن طلسم قرار داده است. با وجود هشدار پولی، دیگوری زنگوله را به صدا درمیآورد. جادیس بیدار شده و آنها را به لندن در سال ۱۹۰۰ میفرستد. او در ابتدا هدف تسخیر جهان را دارد، اما در مییابد که سحر و جادویش در آنجا کار نمیکند. دیگوری به دنبال تصحیح اشتباه خود، تلاش میکند تا دوباره به چارن برگردند، اما آنها در نهایت به جای دیگر در جهانی به نام نارنیا که توسط شیری به نام اصلان اداره میشود، منتقل میشوند.