لغت نامه دهخدا
صبوح خوار. [ ص َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خورنده صبوح. آنکه صبوحی خورد:
نوشین چو دم صبوح خواران
مشکین چو دهان روزه داران.خاقانی.رجوع به صبوح شود.
صبوح خوار. [ ص َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خورنده صبوح. آنکه صبوحی خورد:
نوشین چو دم صبوح خواران
مشکین چو دهان روزه داران.خاقانی.رجوع به صبوح شود.
( صفت ) آنکه صبوحی خورد.
خورنده صبوح
💡 باده رندآسا خوریم اندر صبوح پیل رند باده خوار اندر کشیم