لغت نامه دهخدا
شکرلنگ. [ ش َ ک َ ل َ ] ( ص مرکب ) آنکه در راه رفتن می لنگد. ( ناظم الاطباء ). کسی که فی الجمله لنگ باشد. ( آنندراج ) ( غیاث ):
شود ز باد کج و راست نیشکر لیکن
به جلوه های قدش چون رسد شکرلنگ است.مشفقی بخاری ( از آنندراج ).
شکرلنگ. [ ش َ ک َ ل َ ] ( ص مرکب ) آنکه در راه رفتن می لنگد. ( ناظم الاطباء ). کسی که فی الجمله لنگ باشد. ( آنندراج ) ( غیاث ):
شود ز باد کج و راست نیشکر لیکن
به جلوه های قدش چون رسد شکرلنگ است.مشفقی بخاری ( از آنندراج ).
آنکه در راه رفتن می لنگد کسی که فی الجمله لنگ باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولی سوال مرا در جواب می لنگی مر که در شکر آلوده گشت پای دناب