لغت نامه دهخدا
شلوغ پلوغ. [ ش ُ پ ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) در تداول عوام، سخت در هم و برهم. هرج و مرج. سخت آشفته: خوابهای شلوغ پلوغ. جاهای شلوغ پلوغ. ( یادداشت مؤلف ). جایی که در آن نظم و ترتیبی حکمفرما نباشد. حسینقلی خانی. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
شلوغ پلوغ. [ ش ُ پ ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) در تداول عوام، سخت در هم و برهم. هرج و مرج. سخت آشفته: خوابهای شلوغ پلوغ. جاهای شلوغ پلوغ. ( یادداشت مؤلف ). جایی که در آن نظم و ترتیبی حکمفرما نباشد. حسینقلی خانی. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
در تداول عامه سخت و ردهم برهم یا هرج و مرج.
💡 جاز دیکسیلند مشخصه اصلی جاز را، که ضدضرب و بداههنوازی است، دارد ولی بداههنوازی نوازندگان دیکسیلند معمولاً همزمان انجام میگیرد یعنی بجای اینکه قسمت ضرب زمینهای فراهم کند و نوازندگان اصلی به نوبت بداههنوازی کنند، همه باهم مشغول بداههنوازی میشوند. نتیجه موسیقی شلوغ و پلوغی است که اگر نوازندگانش بهحد کافی باهم نواخته باشند و باهم جور شوند بسیار هم شنیدنی و شاد است.