لغت نامه دهخدا
سپیده کردن. [ س َ / س ِ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سپیده بر روی مالیدن:
گفتم که سپیده کرده ای بهر کسی.عمربن مسعود.و رجوع به سپیده شود.
سپیده کردن. [ س َ / س ِ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سپیده بر روی مالیدن:
گفتم که سپیده کرده ای بهر کسی.عمربن مسعود.و رجوع به سپیده شود.
💡 کوسهها در هنگام سپیدهدم، غروب آفتاب و شبهنگام برای شکار فعالتر میشوند، از این روی همواره به شناگران توصیه میشود که در آن ساعات به آب نزنند و از شنا کردن در نقاطی که آب رودخانهها به دریا میریزد، پرهیز کنند. کوسه بهجز انسان دشمن دیگری در طبیعت ندارد.[نیازمند منبع]
💡 کوسهها در هنگام سپیدهدم، غروب آفتاب و شبهنگام برای شکار فعالتر میشوند، از این روی همواره به شناگران توصیه میشود که در آن ساعات به آب نزنند و از شنا کردن در نقاطی که آب رودخانهها به دریا میریزد، پرهیز کنند. کوسه بهجز انسان دشمن دیگری در طبیعت ندارد.[نیازمند منبع]
💡 انقلاب نوسنگی که با دمیده شدن سپیده کشاورزی در جهان مشخص میشود، از مهمترین دورههای تاریخ بشر بودهاست، برای نخستین بار در این نواحی شکل گرفتهاست. در این انقلاب، انسانها از مرحلهٔ شکار و جمعآوری دانههای گیاهان وحشی، به کشاورزی و اهلیگری پرداختند و یکجانشین شدند. پیشگامان کشاورزی جهان، هزاران سال پیش، به کشت نخستین محصولات کشاورزی دست زدند و به اهلی کردن گوسفند و دیگر حیوانات پرداختند.