لغت نامه دهخدا
سنگر بستن. [ س َ گ َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) ممانعت کردن. جلوگیری نمودن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || آماده کردن سنگر و پناه گرفتن در آن.( فرهنگ فارسی معین ). برآوردن سنگر در مقابل دشمن.
سنگر بستن. [ س َ گ َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) ممانعت کردن. جلوگیری نمودن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || آماده کردن سنگر و پناه گرفتن در آن.( فرهنگ فارسی معین ). برآوردن سنگر در مقابل دشمن.
( مصدر ) آماده کردن سنگر و پناه گرفتن در آن.
💡 ما در تاریخ مشروطیت ایران با سرداران و دلاوران دیگری نیز آشنایی داریم ولی در شرح حال هر یک از آنها نوعی از تناقض اخلاقی و اجتماعی ملاحظه مینماییم. حال آنکه دوست و دشمن این مجاهد دلیر (حاج باباخان) را واجد صفات نیک و فاقد ذمائم اخلاقی تعریف مینمایند و از ادب و تواضع و امانت او داستانها میگویند. هم در زمان حیات و هم امروز که پنجاه سال از قتل وی میگذرد حاج باباخان از احترام قلبی همشهریان و بیشتر آزادیخواهان ایران برخوردار بوده و همواره نامش به نیکی بر زبانها جاری شدهاست. در وقایع قتل آقایان اردبیل در قلعه، او بهشدت به مخالفت برخاست و مدتها با آنان (با مجاهدان قفقاز) به کشمکش و ستیز برخاست. در حادثه خانمانسوز غارت اردبیل، او محور قدرت و اتکای قلبی مدافعان شهر بود و دلاوریهای وی در صحنههای سخت پیکار پایداری و استقامت جوانان و مجاهدان را بیشتر مینمود. اتفاق افتاد که او با تیر دشمن زخمی شد ولی به محض بستن آن، تفنگ بهدست گرفت و در سنگر جدید به دفاع از ناموس شهر و همشهریان پرداخت. قصد ما از این مطالب، اعطای مقام قهرمانی کاذب به او نیست. بلکه نقل سخنانی است که جمعی از بازماندگان معاصر وی در حق او بیان مینمایند و از مردانگی و جوانمردیهایش داستانها میگویند.