لغت نامه دهخدا
سغسیاه. [ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه نفرین او درگیرد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به سغ شود.
سغسیاه. [ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه نفرین او درگیرد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به سغ شود.
آنکه نفرین او در گیرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نماید خرمن آزادگان چون رنگ کاهی را ز چشم برق همچون داغ اندازد سیاهی را
💡 عنکبوت (انگلیسی: Spider) یک فیلم کوتاه استرالیایی در سبک کمدی سیاه است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.
💡 مرا حسن ار کرشمه بسته در زلف سیاه او گدایی را به زنجیری آمیزی محتشم بسته
💡 نمونههای پیرتر که کاملاً گشوده و سیاهرنگ هستند ۱ تا ۴ سانتیمتر قطر دارند.
💡 چشم این دایم سفید از آب حسرت همچو قار روی آن دایم سیاه از دور محنت همچو قیر