لغت نامه دهخدا
زعیم الدین. [ زَ مُدْ دی ] ( اِخ ) یحیی بن عبداﷲبن محمدبن العمر، ابوالفضل زعیم الدین. فاضل و از وجوه اعیان دولت عباسیان بود. وی به سال 570 هَ. ق. در بغداد درگذشت. رجوع به اعلام زرکلی ج 3 ص 1151 شود.
زعیم الدین. [ زَ مُدْ دی ] ( اِخ ) یحیی بن عبداﷲبن محمدبن العمر، ابوالفضل زعیم الدین. فاضل و از وجوه اعیان دولت عباسیان بود. وی به سال 570 هَ. ق. در بغداد درگذشت. رجوع به اعلام زرکلی ج 3 ص 1151 شود.
یحی بن عبد الله بن محمد بن العمر ابوالفضل زغیم الدین.
اسم: زعیم الدین (پسر) (عربی)
معنی: پیشوا و رهبر دین
💡 کمسیون بازنگری در اساسنامه: (ادیب برومند، حسین موسویان، محسن فرشاد، نظام الدین موحد، کوروش زعیم