زرق پوش

لغت نامه دهخدا

زرق پوش. [ زَ ] ( نف مرکب ) کسی که لباس کبود می پوشد مانند صوفیان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زرق شود.

فرهنگ فارسی

کسیکه لباس کبود می پوشد مانند صوفیان

جمله سازی با زرق پوش

💡 چنان کز غرور ابله زرق کوش زند طعنه بر صوفی پوست پوش

💡 دل ازرق پوش و ترکان زرق پاشند دلت را خرقه ز ایشان تازه گردان

💡 امام (ع ) با آن كرم و بزرگوارى و بخشندگى خود لباس خشن بر تن مى كرد، چنان كه نقل كرده اند: (امام بسيار خشن پوش و روستايى لباس بود) (85) و اين خود نشان ديگرى است از بلندى روح و صفاى باطن و بى اعتنايى آن امام به زرق و برقه اى گول زننده دنيا.